در روارگ در استان آويرون كنوني. معلوم نيست چه موقع عازم شرق شد. نخستين اشارهٴ
صريح به او در سال 1320 در ايران است، ولي از آنجا كه زبان فارسي را بهخوبي
ميدانست گمان ميرود از مدتي قبل در ايران بوده باشد. او از فرانسه راه
بازرگاني معمولي را از طريق مسينا، درياي سياه، ارمنستان بزرگ در پيش گرفت و
به تبريز رسيد. در سال 1320 در ايران بود، از آنجا به چهار مبلغ فرانسيسي پيوست
و در سال 1321 همگي از راه هرمز روانهٴ چين شدند. ولي باد مخالف آنان را به
تانا برد.1
زماني كه ژوردان براي كار تبليغي در راه بروك در نزديكي تانا و سوپارا (در نزديكي سورات كنوني) بود، چهار فرانسيسي در تانا كشته شدند.2 ژوردان اين مطلب را در نامههاي متعددي كه در اين دوره نوشته خاطرنشان شده است. نخستين نامه از گوگا در ساحل خليج كامبي نوشته شده و تاريخ 12 اكتبر 1321 را دارد. در آن نامه كار تبليغي خودش را در بروك، تداركاتش را براي ايجاد كليسايي در آنجا، آرزويش را به آمدن راهبان ديگري به سوپارا، كوبلون و بروك اظهار ميكند. نامهٴ دوم در تانا نوشته شده و تاريخ 24 ژانويهٴ 1323 (شايد به تاريخ ما 1324 صحيح باشد) را دارد. در اين نامهها زحمات و مصايبش را شرح ميدهد، همچنين مشكلات كارش را. او پيشنهاد ميكند پاپ ناوگاني در اقيانوس هند مستقر سازد. اين پايان كار سلطان خواهد بود و سبب خواهد شد كشيشان ديانت مسيح را در سراسر هند ترويج كنند. ژوردان ميگويد هنديان مشتاقانه درانتظار ورود مسيحيان اروپايي بودند. بخشهايي از نامههاي ديگر راجع بهكار در تانا و كار تبليغي در هند است.
در سالهاي 1324 تا 1327 احتمالاً ژوردان به مالابار، تراوانكور و بخشي از سواحل كورُماندل سفر كرد. مقارن سال 1328 يا1329 در آوينيون بود و احتمالاً در همين هنگام بود كه
وصف عجايب را نوشت. در سال 1329 يوحناي بيست و دوم اسقفي نوي را در كولومبوم (كوپلن) براي ژوردان ايجاد كرد و مقارن سال 1320 ژوردان بار ديگر در آن شهر بود. پس از آن چيزي دربارهٴ زندگي او نميدانيم.
وصف عجايب او حاوي اطلاعات دست اول زيادي راجع به سرزمينها، نژادها، محصولات آسيايي از خيوس و كلده تا انتهاي جنوبي دكن است. ژوردان به مسايل جغرافيايي توجه عميقي نشان ميدهد. نخست حوزهٴ مديترانه، سپس ارمنستان و ايران را توصيف ميكند. توصيف هند، بهويژه نواحي گجرات، مالابار و تراوانكور طبعاً بخش بيشتري از كتاب را در بر ميگيرد. او